پــــ♥ــرنیاپــــ♥ــرنیا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره

پــــــــ♥ـــــرنیا....موهبت الهـــــ♥ـــی

♡♡♡پــــرنیا و محرم سال1392♡♡♡

  سلام عروسک مامان امسال برامحرم برات لباس ندوختم و با لباس های دخمل دایی ازت چند تا عکس گرفتم و چقدرم رنگ سبز بهت میومد اولش نمی پوشیدی و چند دقیقه بعدش گفتم با محمد و منصوره می برمت تو حیاط اگه پوشیدی و حسابی ذوق کردی و خلاصه با کلی قر  پوشیدی و رفتیم تو حیاط هوا هم افتابی و خیلی سرد نبود شما هم حال به حالی یه بار قشنگ می ایستی که ازت عکس بگیرم یه بار نه کشتی منو برا عکس گرفتن این دفعه نمی دونم چطور شد ایستادی خلاصه چند تا عکس با موبایل ازت گرفتم و با تبل دادا محمد هم ازت عکس گرفتم دست محمد و زن دایی زینبم درد نکنه بعدشم با مامان جون و زن دایی و خاله رفتیم مسجد امسال سینه زدن رو تا حدودی یاد گرفتی ولی جلوی من نم...
29 آبان 1392

♡♡♡دل نوشته ای برای پرنیای عزیزم♡♡♡

تو مثل اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر مثل تقدیر، مثل قسمت، مثل الماسی که هیچکس، واسه اون نذاشته قیمت... معامله خوبیست... دستهای من نفسهای تو را آرام میکند و صدای نفسهای تو دستان مرا ... شبها که سرت را رو دستهایم میگذاری تا بخواب روی، دستان من آرامبخش جانت میشوند و کم کم صدای نفسهایت آرامش بخش دستهای خسته ام میشوند و در آن لحظه با خود می اندیشم که چقدر برای آرامش به وجود هم نیازمندیم ... و شاید من و تو یک روح باشیم در دو بدن وگرنه چطور گرمای وجود کودکی 21 ماهه اینچنین گرمم میکند و گرمای وجودم چطور آنقدر آرامش میکند تا بخواب رود ... شکر پروردگار مهربانی که این عشق را آفریدی.... . :...
29 آبان 1392

♡♡♡عکسای جدید هالووینی..♡♡♡

 پرنیا کدویی   دخمل نازم امسال می خواستم به مناسبت هالووین ازت با کدو عکس بگیرم البته پارسال زن دایی جون عاطفه بهم گفت برا هالووین با کدواز پرنیا عکس بگیر که من پارسال کدو پیدا نکردم و امسال مادر شهناز چندتا کدو داشت تصمیم گرفتم با اونا عکس بگیری با وقت قبلی یه روز صبح که هوا سرد نبود بردمت خونشون شما که طبق معمول اولش همکاری نکردی و بازیت گرفته بود و با گول زدنت توسط موبایل یه کوچولو به راه اومدی و افتخار دادی چند تا عکس گرفتی   اینم عکس هات     کاش میدانستم در دل کوچکت چه میگذرد؟ و در برق سیاهی چشمانت که دلم را ...
29 آبان 1392

♡♡♡تقدیم به همسر عزیزم♡♡♡

زیباترین ماه برای من ماه مهر  روز تولد عزیزترینم همسر عزیزم : دستانم را به سوی آسمان بلند می کنم و برايت دعا می کنم : دعا می کنم که هيچ گاه چشمهای تو را در انحصار قطره های اشک نبينم دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببينم دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دريا و بوی بهار را دارد هميشه از حرارت عشق گرم باشد برايت دعا می کنم که گلهای وجود نازنينت هيچ گاه پژمرده نشوند ٬ برای شاپرکهای باغچهء خانه ات دعا می کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند . من برای خورشيد آسمان زندگيت دعا می کنم که هيچ گاه غروب نکند   ...
29 آبان 1392

♡♡♡قالب جدید وبلاگ پرنیا وروجک♡♡♡

سلام وروجک من چند ماهی بود که می خواستم برات یه قالب جدید درست کنم و  طرح بالاش رو خودم طراحی کنم که بالاخره وقت پیدا کردم و عکسش رو طراحی کردم و دادم به خاله عسل قالبش کرد دست گلش درد نکنه از همین جا ازش تشکر می کنم مسی مامان اسال و 9 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 33 دقیقه ...
29 آبان 1392

♡♡♡عروسک من 21مین ماهگرد زمینی شدنت مبارک♡♡♡

به نام آن والایی که شعله عشق را در فانوس سینه پر مهر مادری روشن نمود و بارور ساخت. عروسک قشنگم پرنیا کوچولوی نازم باورم نمیشه که   ماهه پا به دنیای ما گذاشتی و با وجودت زندگیمون رنگ و بوی دیگه ای گرفت هر چی میگذره شیرین وشیرین و شیرین تر می شی باهر خنده ای که می کنی هزاران گل امید تودل من وبابایی جوانه می زنه و باهر شیرین زبونی که می کنی کلی دلمون رو می بری وقتی صبح بیدار میشی و می گی مامان انگار همه ی دنیا مال منه وقتی دستای کوچولوت رو دور گردنم حلقه می کنی مامایی رو بوس میکنی نمی دونم کدوم واژه ای رو برای برای ابراز دوست داشتنم بکار ببرم چون دوستت دارم در برابر مهری که نسبت به تو در دلم دارم خیلی کمه  و خدارو ...
29 آبان 1392

♡♡♡Happy Birthday mojtaba jan♡♡♡

 صدای یک پرواز، فرود یک فرشته، آغاز یک معراج، وشروع یک زندگی تولدت مبارک سلام وروجک مامان وبابا دیشب رفته بودیم شیرینی خوران پسر عمو فتح الله که اون جا یه دختری چرخ و فلک می زد و می رقصید چند دقیقه بعدش شما رفتی تو اتاق و خم می شدی رو دستات و یه پات رو می آوردی بالا و می خواستی همین کار رو تکرار کنی ایندر همه خندیم که نگو آخر بار هم یه تا از گوشوارت گم شد و خودت گوشت رو دست گذاشتی و بهم نشون دادی و جالب اینجا بود که توهم اینقدر نگران بودی و همینطور یه چیزی می گفتی رو تند تند راه می رفتی وخلاصه با کلی جست وجو پیداش کردیم ووقتی رسیدیم تو کوچه ی خودمون عمو مجید بهت گفت یه بوس بده شما سریع لپتو آوردی جلو گفت یکی اونور دوباره هم...
29 آبان 1392

♡♡♡نبوده،نیست ،نخواهد بود عزیزتر از تو کسی برای من♡♡♡

     وباز هم روزت مبارک کودکم ، عزیزکم ،نفسم پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرنیای من   با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی ! خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام … تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت : دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !      کـــــــــــــادوی مامان وبابا به کودک نازمون دخـتــر کـه بــاشی میـدونـی اولــــیـن عشــق زنـدگیـت پــدرتـه دخـتـــر کـه بــآشی میـدونـی محکــم تــریـن پنــاهگــاه دنیــا آغــوش گــرم پـــدرتـه دخـتـــر کـه بــاشی م...
29 آبان 1392

♡♡♡پرنیا وروجک عاشق لوازم آرایش مامان♡♡♡

انگار دخترا توخون شونه که لوازم آرایش مامانا رو بردارند و بکشند به صورتشون وای پرنیا من این کارو یه بار انجام دادم و تو آآآآآآآنی یاد گرفتی چند شب پیش خونه مامان جون بودیم رفتی رژ مامان رو برداشتی و شروع کردی روی لبای آقاجون بکشی مارو بگو اینقدر خندیدیم بعدش هم هر کی تو اتاق بود براش رژ زدی منتظری من لامپ اتاق رو روشن کنم و بدوی سراغ میز مامان اینم یکی از شیرین کاری هات که بابا مجتبی ازت عکس گرفت شکار لحظه ها               قربونت برم گــــــــــــــــوگـــــــــــــــولیِِ ...
29 آبان 1392